دات نت نیوک
X
GO

دکتر علی مزروعی

جناب آقای دکتر مزروعی از باسابقه ترین اساتید دانشگاه ایران در زمینه مهندسی ساختمان می باشند. ایشان نزدیک به 30 سال سابقه فعالیت های علمی، پژوهشی و اجرایی در زمینه های گوناگون مهندسی ساختمان از جمله جوشکاری و بازرسی داشته که حاصل مکتوب آن تالیف چندین کتاب و مشارکت در تدوین مقالات فراوان در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا می باشد.

جناب آقای مزروعی دکترای مهندسی سازه داشته و از متخصصان معتبر در زمینه آزمایش سازه و اجزای آن به شمار می آیند. سوابق تحقیقاتی ایشان در مباحث آزمایشگاهی سازه باعث شد تا در سال 1371 هنگامی که به کشور بازگشتند، در مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن مشغول به کار شوند. امیدوارم که شما کاربر گرامی نیز از مطالعه این خاطرات لذت برده و از آن بیاموزید.

 

سوابق اجرایی

  • کارشناس آزمایشگاه سازه و تحقیقات تجربی در آزمایشگاه سازه دانشگاه اکلاهما، آمریکا، 1359 - 1369 
  • استادیار گروه عمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، 1369 - 1371
  • مدیر بخش مهندسی سازه مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، 1371 - 1377
  • عضو شورای فناوری های ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی، 1376 - 1384
  • عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، از 1378 تا کنون
  • عضو کمیته دائمی بازنگری آیین‌نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله ( استاندارد 2800)
  • عضو کمیته تخصصی  آیین نامه محافظت ساختمان ها در برابر آتش
  • عضو کمیته تخصصی مبحث یازدهم مقررات ملی ساختمان (ویرایش اول)
  • عضو کمیته تخصصی ضوابط طراحی ساختمان های با اتصال خورجینی
  • عضو کمیته تخصصی ضوابط طراحی مدولار برای ساخنمان
  • عضو کمیته تخصصی ضوابط فنی حفاظت از ساختمان ها در برابر گاز رادن
  • عضو کمیته تخصصی ثبت اختراع ( اداره کل مالکیت صنعتی )
  • عضو هیئت تحریریه مجله تازه های ساختمان و مسکن
  • عضو کمیسیون های فنی تدوین استاندارد ملی ایران 
  • عضو انجمن مهندسی زلزله ایران
  • بازرس انجمن سازه های فولادی ایران
  • رئیس کمیته انتخاب طرح برتر فولادی سال کشور
  • عضو کمیته اجرایی کنفرانس ملی سازه و فولاد
  • رییس مسابقات ملی پل فولادی 
  • عضو نظام مهندسی ساختمان استان تهران
  • عضو شورای تخصصی تحصیلات تکمیلی گروه مهندسی عمران دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز
  • مدرس دوره های نظام مهندسی "روش های تولید صنعتی ساختمان و اجراء سازه های فولادی" 
  • مشاور عالی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی

 

 

سلام جناب دکتر مزروعی، روزتان به خیر، از اینکه فرصتی اختصاص دادید تا ضمن دیدار مجدد حضرتعالی، از محضرتان بهره مند شده و تجربیات سال ها فعالیت تان در صنعت ساختمان و سازه های فولادی را شنیده و به اطلاع مخاطبان پایگاه ولدیکا برسانیم، بسیار سپاسگزاریم. هرچند که جنابعالی شخصیتی شناخته شده در عرصه مهندسی ساختمان ایران هستید، اما مطابق روال مرسوم، لطفا در ابتدا خود را معرفی فرمایید.

ابتدا از شما و پایگاه ولدیکا که تلاش دارید تا سوابق اشخاصی که به نوعی در صنعت جوشکاری و بازرسی ایران فعال هستند، را گردآوری و منتشر نمایید، سپاسگزارم. من علی مزروعی متولد شهر ری تهران هستم. دوران کودکی خود را در شهر ری گذراندم و از آن زمان خاطرات فراوانی برایم به یادگار مانده است.

 

از دوران تحصیل خود برای مان بگویید؟ زندگی و تحصیل در آن روزگار چگونه بود؟

تحصیل خود را از مدرسه ای در شهر ری آغاز نمودم و تا مقطع دیپلم نیز تحصیلاتم را در این شهر ادامه دادم. در دوران مدرسه دانش آموزی خوب بودم. اما در کنار تحصیل بسیار علاقمند به اشتغال بودم. از آنجا که پدرم پیمانکار ساختمان بود از حدود 14 سالگی با کار ساختمانی آشنا شدم. حتی پیش از آنکه تحصیلات دانشگاهی داشته باشم، سرپرست کارگاه ساختمانی بودم. یکی از پروژه‌های ساختی که من سرپرستی کارگاه آن را به عهده داشتم، مرکز مخابرات خزانه بود که سال 1356 هجری شمسی اجرا شد. این کار دارای سازه ای تمام فولادی بود، از همان زمان من به طور عملی با جوشکاری آشنا شدم و به خاطر علاقه‌ای که به جوشکاری داشتم، خودم هم گاهی بطور عملی اینکار را انجام می‌دادم. علاقه من به جوشکاری تا حدی بود که یادم می‌آید وقتی بچه بودم و با پدرم به کارگاه می‌رفتیم، به جوش خیره می‌شدم و به اصلاح چشم هایم را جوش می‌زد.

به یاد دارم که هنوز چهارده ساله بودم کارم را آغاز کردم. ابتدا در خدمت پدر که خود به فعالیت احداث ساختمان اشتغال داشتند، مشغول شدم و پس از آن با شرکت پارابل که در عرصه احداث ساختمان های مخابراتی فعال بود، همکاری کردم و این همکاری تا زمان سفر اینجانب به ایالات متحده امریکا جهت ادامه تحصیل ادامه یافت.

به خاطر دارم آخرین سمت من در این شرکت پیش از سفر به امریکا در آذرماه سال 1356، ریاست کارگاه احداث مرکز مخابرات خزانه در شرکتی به نام پارابل بود. پارابل پیمانکار ساخت چند مرکز مخابراتی در سطح تهران بود و 7 عدد کارگاه نیز در مناطق مختلف نیز داشت که همزمان در ناحیه‌های مختلف مرکز مخابرات می‌ساختند. من نیز به عنوان سرپرست یکی از این کارگاه‌ها با حقوق ماهانه حدود 6000 تومان فعالیت می نمودم که در آن زمان و با دلار 6 تومانی، حقوقی بالا به حساب می آمد و به من این امکان را می داد که با پس انداز خود، جهت ادامه تحصیل، به امریکا مسافرت نمایم.

 

چرا مهندسی ساختمان؟

فعالیت در صنعت ساختمان از حدود 14 سالگی مرا با این صنعت و ویژگی های آن آشنا نمود و باعث علاقمندی من شد. این عاملی بود که موجب شد تا رشته مهندسی ساختمان را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب نمایم. تجربیات فراوانی که در این دوران کسب نموده بودم، بعدها هنگام تحصیل و پس از فارغ التحصیلی بسیار کمکم کرد و دید بهتری نسبت به دیگر دانشجویان به من داد. تا به امروز نیز همین رویه را دنبال کرده و همواره در تلاشم تا به مباحث نظری محدود نشده و به صورت مستمر درگیر پروژه های اجرایی و عملی باشم.

 

تحصیلات عالیه خود را در کدام دانشگاه امریکا گذراندید؟

همانطوری که گفتم در دی ماه سال 1356 جهت ادامه تحصیل به امریکا رفتم. با عنایت به شناختی که از ساختمان داشتم، رشته مهندسی ساختمان و بعدها گرایش سازه را به عنوان رشته تحصیلی انتخاب نمودم. همچنین تمامی مراحل تحصیلی خود را از کارشناسی تا دکترای تخصصی در دانشگاه اوکلاهوما واقع در شهر نورمن از ایالت ... گذراندم. در دوران تحصیل دانشجویی ممتاز بودم، بطوری که دوره های کارشناسی ارشد و دکترا را با بورسیه تحصیلی دانشگاه اوکلاهوما سپری نمودم.

دوره کارشناسی اینجانب در سال 1357 و حدود شش ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد از آنجا که قصد داشتم سریع‌تر به ایران بازگردم، دوره کارشناسی را در مدت 3 سال به اتمام رساندم. دوره کارشناسی ارشد را نیز در مدت یک سال و 6 ماه با رتبه ممتاز اخذ کردم. اما دوره دکترای من بیشتر به طول انجامید و اتمام تحصیلاتم در مقطع دکترا در سال 1369 صورت گرفت. در این مدت علاوه بر تحصیل به فعالیت های آموزشی و پژوهشی نیز اشتغال داشتم. در مقطع کارشناسی، پس از گذشته یک سال، با عنایت به نمرات خوب و تجربیات عملی گذشته ام، موفق شدم تا به عنوان تدریس یار مشغول به کار در دانشگاه شوم، اینکار تا انتهای دوره کارشناسی ادامه یافت. همچنین در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا نیز به عنوان پژوهش یار (Research Assistant) به همکاری با اساتید جهت انجام برخی از پروژه های تحقیقاتی اشتغال داشتم.

 

پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای جنابعالی در چه زمینه هایی بود؟

علاقمندی ام به کارهای اجرایی در طول دوران تحصیل تا کنون همواره همراه من بوده و هست و همانطوری که گفتم یکی از عوامل انتخاب من به عنوان تدریس یار در مقطع کارشناسی بود. این علاقمندی رفته رفته به سمت فعالیت های آزمایشگاهی سوق پیدا نمود که به یقین وجود فرصت های پژوهشی در بخش صنعت و نیز امکانات آزمایشگاهی فراوان دانشگاه اوکلاهوما در این امر بی تاثیر نبوده اند.

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد اینجانب پیرو قرارداد همکاری بود که فی مابین دانشگاه و اداره راه (Highway Dept.) ایالت اوکلاهوما، به منظور انجام پژوهش هایی بر روی اتصالات جوشی منعقد شده بود. این پژوهش پیرو بروز شکست در برخی از پل های ایالت اوکلاهوما و با هدف بررسی و در صورت لزوم اصلاح رویه های طراحی و ساخت تعریف شد که با انجام  آزمایشات گوناگون موفق شدیم تا دلایل رخداد شکست را استخراج نموده و گزارش مربوطه را تدوین و ارائه نماییم. پایان نامه مقطع دکترای اینجانب نیز به نوعی ادامه پژوهش مقطع کارشناسی ارشد بود. با این تفاوت که این بار کارفرما انجمن سازه های فولادی امریکا (AISC) و موضوع پژوهش بررسی مشکلات موجود در طراحی و اجرا بود که آن نیز با موفقیت به انجام رسید.

اما غیر از فعالیت های فوق، به دلیل اینکه استاد اینجانب شخصی شناخته شده در عرصه مهندسی ساختمان ایالت اوکلاهوما بود، علاوه بر پژوهش های علمی، پروژه های حرفه ای و کارشناسی های قضایی نیز به ایشان پیشنهاد می گردید که این افتخار را داشتم تا به عنوان پژوهش یار (Research Assistant) در برخی از آنها مشارکت کرده و از این رهگذر کسب دانش، تجربه و درآمد نمایم. به خاطر دارم زمانی درگیر طرح کارشناسی قضایی شدیم که موضوع آن شکست یک سیلوی گندم و اتلاف مواد کشاورزی ذخیره شده بود. این کار تجربیات گوناگونی در زمینه های مختلف علمی، اجرایی و قضایی برای اینجانب به همراه آورد که در نوع خود بی نظیر بود. وجود این قبیل کارهای جالب، اموزنده و درآمدزا موجب شد تا مقطع دکترای من کمی با تاخیر در سال 1369 و البته با درجه عالی به اتمام برسد.

رشته تحصیلی من در دوره کارشناسی مهندسی راه و ساختمان بود. در دوره کارشناسی ارشد مانند ایران رشته‌ها به گرایش های مختلفی تقسیم می‌شوند. اما در دوره دکترا دانشجو می بایست 2 تخصص را، یکی اصلی و دیگری فرعی، انتخاب نماید. علاوه براینکه برای رساله دکترا باید هر دو استاد راهنمای رشته اصلی و فرعی حضور داشته باشند، چند واحد نیز باید در دانشکده رشته فرعی گذرانده شود. به طور معمول افرادی که در رشته سازه مشغول به تحصیل هستند، ریاضی را به عنوان رشته فرعی انتخاب می کنند زیرا که قصد دارند وارد حوزه تحلیل شوند. اما من چون بیشتر در کارهای عملی فعالیت داشتم، مدیریت را به عنوان رشته فرعی انتخاب کردم.

 

با عنایت به سوابق حضرتعالی، نظرتان در خصوص نظام های آموزشی کشورهایی که در آنها فعالیت نموده اید، چیست؟

متاسفانه جامعه ایران به طور عام و جامعه دانشگاهی به طور خاص، به ویژه در سالیان اخیر، به شکل محسوسی مدرک گرا شده اند. این امر در دانشگاه های دولتی کمتر و در دانشگاه های غیردولتی بیشتر به چشم می خورد. به طوری که برخی از دانشگاه‌های کشور به نوعی تبدیل به بنگاه‌های اقتصادی شده‌اند. شنیده ام که تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه های ایران در حال حاضر نزدیک به 5 برابر مقدار مورد نیاز بازار کار است و این شاید یکی از دلایل اصلی این تعداد مهندس بیکار در جامعه ماست. این حجم عرضه بدون در نظر گرفتن کفه تقاضا از یک طرف موجب افت کیفیت آموزش و از سوی دیگر موجب کاهش اعتبار فارغ التحصیلان رشته های مهندسی می گردد که می تواند آسیب های فراوانی به دنبال داشته باشد. در زمینه تخصصی خود یعنی صنعت ساختمان، می توانم به موارد زیادی از طرح ها، اجراها، نظارت ها و بازرسی های بی کیفیت اشاره نمایم که یکی از معلول های این علت است.

اما در کشورهای توسعه یافته تا جایی بنده دیده ام و یا اطلاع کسب نموده ام، اوضاع چنین نیست. هدف بازار کار است. یعنی چنانچه آموزشی ارائه می شود و یا تحصیلی انجام می گیرد، هدف اخذ مدرک نبوده و بلکه پاسخگویی به نیازمندی های بازار کار است که البته با برنامه ریزی و مدیریت و ارائه گزارش های متعدد از طرف سازمان های مختلف، قابل پیش بینی است. دانشگاه ها نیز به عنوان متولی آموزش عالی از این امر مستثنی نمی باشند. نرخ و نوع تخصص های مورد نیاز تابع نیازهای رو به رشد و یا رو به کاهش بازار کار بوده و روندی دائمی و یکسان نیست. به عنوان نمونه هنگامی که صنایع نساجی و پوشاک در حال انتقال به کشورهایی با هزینه تولید پایین تر مانند چین، ترکیه یا مکزیک هستند، تربیت متخصصان نساجی در مقیاس انبوه، فاقد توجیه اقتصادی است و یا گرم شدن بازار فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، فناوری نانو و ... بیانگر نیاز به متخصصان این رشته در سال های آتی است و می بایست از هم اکنون برای تامین آن برنامه ریزی و حرکت نمود. در صنعت ساختمان نیز چنین است. چگونه امکان دارد که برنامه احداث چند ملیون واحد مسکونی بدون در نظر گرفتن و تامین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز به شکل مطلوبی به مرحله اجرا درآید؟ توسعه اقتصادی نیازمند برنامه ریزی های بلند مدت است.

 

لطفا مختصری در خصوص مهندسی حرفه ای (PE) و جایگاه آن در صنعت ساختمان کشور امریکا توضیح بفرمایید

مهندسی حرفه ای (Professional Engineer) از دیگر مباحثی است که در اغلب کشورهای پیشرفته بسیار جدی گرفته می شود. به این معنی که مهندسان پیش از دریافت PE می بایست تحت نظارت مهندسان دارای PE فعالیت نمایند، تا زمانی که امتیاز لازم جهت شرکت در آزمون PE که در دو مرحله اخذ می گردد، را داشته باشند. حتی ساعات کارآموزی ایشان در دانشگاه نیز در این تعداد ساعات لحاظ می گردد. در صورت قبولی در آزمون مهندسی حرفه ای (PE)، مهندسان اجازه امضای اسناد و نقشه های قانونی را پیدا می کنند. موضوعی که مشابه آن را در ایران و در سازمان نظام مهندسی ساختمان برای مهندسان فعال این عرصه داریم. مشابه نظام رتبه بندی نظام مهندسی، مهندس حرفه ای نیز با افزایش تجربه و دانش، افزایش رتبه می یابند.

در ایالات متحده نیز تا جایی که اینجانب اطلاع دارم، ساختمان هایی که متراژ آنها از مقدار مشخصی بیشتر است توسط شرکت های دارای رتبه های متناسب صلاحیت، طراحی، اجرا و بازرسی می شوند اما برای ساختمان های کوچک تر که اغلب آنها ویلایی بوده و اکثر آنها از چوب ساخته می شوند، امکان طراحی و اجرای شخصی وجود دارد و نظارت و تایید این گونه ساختمان ها نیز به صورت مرحله به مرحله و با اعلام آمادگی مجری، توسط شهرداری مناطق صورت می گردد. البته در همین ساختمان‌های کوچک نیز قبل از آنکه نقشه به شهرداری داده شود باید یک مهندس PE آن را امضا کرده باشد. اما در ساختمان‌های بزرگتر، مراجع بالاتر از شهرداری کار نظارت را انجام می‌دهند. شرکت‌هایی هستند که رتبه بندی دارند و مشاور کارفرما هستند.

از طرف دیگر نرخ دستمزد نیروی انسانی از جمله جوشکاران در کشورهای پیشرفته بطور عام و ایالات متحده بطور خاص به شکل چشمگیری بالاتر از ایران است. به عنوان نمونه در ایالتی مانند اکلاهوما که از نرخ پایین تری از دستمزد به نسبت ایالات ثروتمندتر مانند کالیفرنیا برخوردار است، میانگین دستمزد یک جوشکار ساده، ساعتی حدود 20 دلار است که برای 8 تا 10 ساعت کار روزانه، رقمی بالغ بر 160 تا 200 دلار خواهد شد. این دستمزد باعث می گردد که جوشکار مذکور ماهانه حدود 4 تا 5 هزار دلار درآمد کسب نماید که با حدود 3 هزار دلار در ماه می تواند زندگی مرفه ای برای خانواده اش فراهم آورد. این در حالی است که میانگین دستمزد جوشکار ساده در صنعت ساختمان شهری مانند تهران حدود 1.5 تا 2.5 میلیون تومان است که مستحضر هستید، با چنین مبلغی جهت برخورداری از حداقل استانداردهای زندگی در تهران نیز کفایت نمی کند. چه کسی می تواند منکر تاثیرات دغدغه کارکنان بر کیفیت کار ایشان گردد؟ از طرف دیگر سهم بالای هزینه کارگر بر قیمت تمام شده موجب افزایش استفاده از دستگاه های خودکار می گردد که به طور طبیعی موجب بهبود کیفیت ساخت خواهد شد.

در آمریکا استفاده از ماشین آلات به جای نیروی انسانی از منظر اقتصادی چنان به صرفه است که حتی برای بالا بردن آجر از لیفتراک استفاده می‌شود. سازندگانی که قصد انجام تنها یک کار را دارند نیز تجهیزات مورد نیازشان را کرایه می‌کنند، البته به نظر می رسد که کسب  کار کرایه تجهیزات در ایران نیز در حال توسعه است.

 

نقش و جایگاه صلاحیت های حرفه ای در تامین کیفیت محصول را چگونه می بینید؟

تخصص و استفاده از نیروی متخصص و متعهد نقشی غیرقابل انکار در فراهم آوردن کیفیت محصول دارد. به طور مثال در تعداد زیادی از کارگاه‌‌های کشور، بسیاری از افرادی که جوشکاری می‌کنند فاقد گواهینامه جوشکاری معتبر هستند، در بسیاری موارد مهندسان ناظر نیز به این موضوع اهمیت نمی‌دهند. اما در کارگاه‌های ساختمانی کشورهای توسعه یافته، فردی که کار جوشکاری را انجام می‌دهد می بایست عضو اتحادیه جوشکاری بوده و گواهینامه ای معتبر جهت کار در این زمینه داشته باشد. حتی اغلب از وزارت کار یا دیگر سازمان های ناظر آن کشور جهت حصول اطمینان از رعایت اصول مربوطه به کارگاه ساختمانی مراجعه می کنند و در صورت عدم وجود مدارک فوق، جریمه‌های سنگینی را برای کارفرما در نظر می‌گیرند. مقایسه همین نمونه با آنچه در کارگاه های ساختمانی ایران جاری است، می تواند یکی از دلایل اختلاف کیفیت در خروجی این فرایند باشد.

تخصص در آن کشور تا جایی اهمیت دارد که وقتی به عنوان کارآموز در جنرال موتورز فعالیت داشتم، به چشم دیدم که به دلیل عدم وجود نیروی کار متخصص جهت ساخت کانال تهویه هوا، شخصی را برای این منظور از شهر دیگری آوردند و حتی حقوق بیشتری نیز به وی پرداخت کردند. تا جایی که اینجانب مطلع هستم، متاسفانه در اغلب موارد چنین دقت نظری در ایران عزیز وجود ندارد که نتیجه طبیعی آن، افت کیفیت خواهد بود. بطور نمونه ای مشابه در دانشگاهی که تدریس می‌کنم زمانی که کولر روشن می‌شود، به حدی کانال‌های کولر سروصدا دارند که مجبور می‌شویم آن را خاموش نماییم.

 

آیا در امریکا ناظر جوشکاری سازه‌های فلزی می بایست دارای صلاحیت PE باشد؟ یا اینکار می تواند توسط دیگر مهندسان و یا بازرسان شهرداری صورت گیرد؟

در احداث یا توسعه ساختمان‌های چوبی که شهرداری مسئولیت نظارت آنها را به عهده دارد، بر هر مرحله یک بازرس نظارت می‌کند و تمام مراحل نظارت به عهده یک مامور نیست. اما در پروژه‌های بزرگ، شرکت‌های بازرسی که تایید صلاحیت شده‌اند، کار نظارت را انجام می‌دهند. حدود 99 درصد ساختمان‌های کوچک در آمریکا از چوب ساخته می‌شوند، بنابراین نیازی به جوشکاری ندارند. در مابقی خانه‌های کوچک نیز قاب‌های فلزی سبک به کار برده می شود. به طور کلی از منظر فرهنگی آنها با خانه‌های چوبی راحت‌تر هستند.

در آن کشور اکثر امور توسط بخش خصوصی انجام می‌شود و سازمان های دولتی تنها وظیفه اعطای مجوز را به عهده دارد. بطور طبیعی در زمینه احداث ساختمان ها نیز چنین است و شهرداری فقط مجوزهای مربوطه را صادر می نماید. حتی کارهای ساخت و ساز دولتی نیز به دست پیمانکاران بخش خصوصی انجام می‌شود، اما در ایران برخی از ارگان‌ها دارای شرکت‌های ساختمانی بوده که در حال رقابت با بخش خصوصی هستند و متاسفانه گاه سرپرست این شرکت‌ها تخصصی در زمینه ساخت و ساز نیز ندارد.

 

اینطور که جنابعالی توضیح دادید، به نظر می رسد که فرایند انجام کار در دو کشور یکسان است، پس چگونه میانگین کیفیت محصول فرایند تا این حد متفاوت است؟

درست می فرمایید. نه تنها فرایند انجام کار، بلکه بسیاری از مستندات مرجع ناظر بر انجام کار نیز یکسان هستند. به عنوان نمونه آیین نامه فولاد ما برگرفته از آیین نامه های انستیتوی سازه های فولادی امریکا (AISC) می‌باشد و البته اخیرا استانداردهای ایزو (ISO) نیز مرسوم شده‌اند. بنابراین روش کار یکی است.

اما به نظر اینجانب، دلایل افت کیفیت را می بایست در محل های دیگری جستجو نمود. متاسفانه بسیاری از ساخت و سازهایی که این روزها متداول شده اند به دست افراد سرمایه گذار و غیرمتخصص انجام می‌شوند. به طور مثال یک بنگاه‌دار که سرمایه‌ای را به دست آورده، با مالک زمین مشارکت نموده و با پیمانکاری که کمترین هزینه را می‌گیرد، قرارداد می‌بندد. با وجود اینکه یک مهندس ناظر هم معرفی می‌شود، اما به دلیل اینکه این مهندس مقیم کارگاه نیست، بطور طبیعی توان نظارتی محدودی دارد. چنانچه به این امر حق انتخاب مهندسان ناظر توسط پیمانکاران و معضلات حاصل از آن را بیفزایید، برخی از دلایل کاهش کیفیت محصول این فرایند مشخص می شود. شاهد این امر نیز فروریزش یا وارد شدن آسیب جدی به ساختمان ها که بسیاری از آنها نوساز بودند، در زلزله اخیر کرمانشاه است.

از دیگر دلایل می توان به اولویت دهی کمیت بر کیفیت اشاره نمود. برای نمونه در کشور ما و به ویژه در دو دهه اخیر تلاش فراوانی جهت افزایش تعداد دانشگاه‌ها، به منظور پاسخ گویی به نیاز نسل جوانی که تمایل به تحصیل دارند، صورت گرفته است. نتیجه این امر، تا جایی که اینجانب مطلع هستم، وجود 5 برابر نیاز نیروی انسانی تحصیلکرده است. با این همه هنگامی که به دنبال متخصص هستیم، شخص مورد نظر را پیدا نمی کنیم. آیا اگر تمامی مهندسان دخیل در احداث ساختمان، از رده های شغلی مختلف و در زمینه های کاری گوناگون، وظایف خود را به درستی انجام داده بودند، در زلزله کرمانشاه شاهد این حجم از خسارات بودیم؟ آیا اتصال صحیح مهاربندهای یک ساختمان کار مشکلی بوده و یا نیازمند دانش و تخصص خاصی است؟ عدم اتصال صحیح همین مهاربندها موجب آسیب دیدگی و یا فروریزش تعداد زیادی از ساختمان ها در زلزله کرمانشاه شد. واقعیت آن است که سیستم موجود دارای نقاط ضعف بوده و اصلاح آن نیز دشوار و نیازمند عزم و اراده جدی است.

علاوه بر بیکاری، کاهش سطح دستمزدهای نیروی کار از دیگر دلایل بی انگیزه بودن ایشان و حتی دانشجویانی است که حال تحصیل هستند. البته نمی توان به شرکت ها ایرادی گرفت، آنها نیز تحت فشارها و دغدغه های گوناگونی هستند. به یاد دارم که در سال 1356، حقوق ماهانه یک جوشکار 600 تومان و حقوق ماهانه یک مسئول کارگاه با سابقه کار و تخصص، 6000 تومان بود. امروزه یک مهندس بدون سابقه کار، حاضر است با نصف حقوق یک جوشکار متخصص استخدام شود.

 

ارزیابی کلی جنابعالی از دانشجویان و فراگیرانی که این روزها مشغول به تحصیل در دانشگاه ها و مراکز آموزشی کشور می باشند، چیست؟

آموزش به راستی که حرف اول را می‌زند، اما در بسیاری از سازمان ها تنها تعداد ساعت آموزشی مهم است، بنابراین کلاس‌ها برگزار می‌شود بدون اینکه به بازدهی فرایند آموزش و تاثیر آن در بهبود کار مجموعه توجه شده و یا اقدامی جهت اصلاح آن صورت گیرد. در دانشگاه محل تدریس اینجانب، اکثر دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای شغل تمام وقت و خانواده دارند، بنابراین تحصیل در دانشگاه فعالیتی نیمه وقت برای ایشان به حساب می آید. اما دانشگاه‌های کشورهای توسعه یافته و به ویژه امریکا، دانشجو را به طور کامل درگیر تحصیل می‌کنند.

در دانشگاه‌های کشورمان هر ترم چند هفته تعطیل است و کلاس ها نیز اغلب یک ربع زودتر تعطیل می‌شوند. اما در دانشگاه های مطرح جهان کلاس ها راس ساعت شروع می‌شوند و دانشجویان و استاد می بایست پیش از زمان مقرر در کلاس حاضر باشند، تا امکان شروع کلاس راس ساعت تعیین شده وجود داشته باشد. به علاوه در هر جلسه دانشجویان تکلیفی دارند که توسط استادیار تصحیح می‌گردد. دانشجویان تا پایان ترم می بایست 16 تکلیف انجام دهند.

متاسفانه اکثر دانشجویان و فراگیران ما تنها شب امتحان درس می‌خوانند. حتی گاهی در امتحانات جواب‌های که به سوالات داده می‌شود ارتباطی با موضوع سوال ندارد. علاوه بر این اشکال مختلف تقلب نیز در دانشگاه‌ها رایج شده که موجب کاهش هر چه بیشتر کیفیت یادگیری می شود. بسیاری از ایشان معتقدند چرا می بایست درس بخوانند هنگامی که در آینده کاری برای انجام دادن ندارند و یا تفاوت در میزان دانش ایشان، نقشی در میزان درآمد و یا ارتقای شغلی شان ندارد و این واقعیت تلخی است که می بایست توسط تصمیم گیران شاغل در سطوح ارشد بررسی شده و برای رفع آن برنامه ریزی شود.

کلاس هایی که در مراکز آموزش آزاد برگزار می شوند نیز کم و بیش شرایطی مشابه دارند. به عنوان نمونه همانطوری که استحضار دارید مهندسان عضو نظام مهندسی ساختمان می بایست جهت تمدید پروانه اشتغال به کار مهندسی خود، هر از گاه در کلاس هایی شرکت نمایند. این کلاس‌ها ابتدا توسط بخش خصوصی اجرا می‌شد و گاه مهندسان به کل در کلاس‌ها حضور نداشتند، اما مراکز برگزار کننده اعلام نکرده و سخت گیری نمی نمودند. به این دلیل مسئولیت برگزاری کلاس‌ها را به عهده دانشگاه گذاشتند، ولی دانشگاه نیز این کلاس‌ها را برون سپاری کرد و مشکل تکرار شد.

من مدرس بعضی از این کلاس‌ها هستم. متاسفانه در این کلاس‌ها نه مهندسان علاقه به یادگیری دارند و نه موسسه علاقه دارد که استاد مباحث زیادی را تدریس کند. زیرا معتقدند که اگر استاد سخت گیری کند، کسی برای حضور در کلاس‌ها به این موسسه مراجعه نمی‌کند. آمار رسمی وجود ندارد اما تخمین حاصل از تجربه اینجانب آن است که در بهترین حالت، شاید 20 درصد افرادی که در این کلاس‌ها حضور دارند، واقعا علاقمند به یادگیری باشند و مابقی تنها قصد تکمیل ساعت‌های آموزشی مورد نیازشان را دارند که نتیجه آن به روز نبودن اغلب مهندسان شاغل در این زمینه کاری است که می تواند موجب عقب ماندگی آن در بلند مدت شود.

 

 

چه راهکاری را برای این کلاف سردرگم صنعت ساختمان و سازه‌های فولادی توصیه می‌کنید؟

تمام این مشکلات به مدیریت، برنامه ریزی و فساد اداری بازمی‌گردد. دوستانی که در نظام مهندسی فعالیت دارند، اکثرا درگیر حاشیه هستند و میان نهادهای ذی‌ربط از جمله شهرداری، سازمان نظام مهندسی و وزارت راه، مسکن و شهرسازی نیز آن طور که باید اتحاد و همبستگی وجود ندارد و این امر از دیگر دلایل بی کیفیتی سازه های احداث شده در بخش ساختمان است.

از طرف دیگر فرض کنید که روزی در سازمان نظام مهندسی اختلافات به کناری گذاشته شود و مسئولان سازمان نظام مهندسی تصمیم بگیرند تا با متخلفان برخورد جدی صورت گیرد، ایشان در انتخابات بعدی، انتخاب نخواهند شد. اگر هم بخواهیم نظامی را جهت برخورد با مهندسان متخلف در این حوزه به وجود آوریم، به زمان زیادی نیاز خواهیم داشت، آن هم به شرطی کارآ خواهد بود که بتوانیم به فساد غلبه نماییم. بنابراین چنانکه ملاحظه می شود مشکل از اساس فرهنگی است.

بنابراین همانطوری که ملاحظه می شود مشکل عدم ساخت با کیفیت ساختمان ها بسیار عمیق بوده و به نوعی با سایر مشکلات کشور که ریشه فرهنگی دارند، گره خورده است. باز شدن کلاف سر در گم ساختمان های بی کیفیت وابسته به گشایش در سایر زمینه ها و بهبود اوضاع اقتصادی مردمان و به دنبال آن ارتقای سطح فرهنگی جامعه است.

 

لطفا مختصری در خصوص زمینه های فعالیت خود پس از بازگشت به ایران بفرمایید.

وقتی به ایران بازگشتم، در دانشگاه تهران به عنوان استادیار مشغول به کار شدم و تا سال 1371 در این دانشگاه تدریس می‌کردم. علاوه بر این چون در آمریکا درآمد خوبی داشتم، وقتی به کشور بازگشتم سرمایه قابل توجهی را همراه آورده بودم، زمینی خریدم و چون پدرم هم در حوزه ساختمان فعالیت داشت، در کنار یکدیگر به ساخت و ساز مشغول شدیم. در سال 1371 به دعوت رئیس مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در پروژه احداث آزمایشگاه این مرکز همکاری داشتم. در آن زمان کار حرفه‌ای من در دانشگاه و نیز در مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی بود.

سال 1371 که در مرکز تحقیقات شروع به کار نمودم، تجهیزاتی را نیز برای آزمایشگاه سفارش دادم. تا سال 1373 هم تجهیزات رسید و آزمایشگاه ساخته شد. در همان سال آزمایشگاه سازه بطور رسمی شروع به کار نمود و افتتاح آزمایشگاه نیز توسط وزیر وقت راه، جناب آقای مهندس آخوندی صورت گرفت. در ابتدای آغاز به کار آزمایشگاه، اکثر پروژه‌ها دانشجویی بود ولی به مرور ارتباطاتی با صنعت برقرار شد و در حال حاضر همکاری های گسترده ای با دانشگاه و صنعت داریم. 4 سال پیش این آزمایشگاه توسعه یافت و طول آن از 8 متر به 30 متر افزایش پیدا کرد. هم اکنون علاوه بر آنکه به عنوان مشاور با مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی همکاری دارم، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز نیز به طور تمام وقت مشغول به فعالیت هستم. البته در کنار این فعالیت‌ها، پروژه‌های شخصی در حوزه ساختمان نیز انجام می‌دهم.

یکی از دوستان در سال 1378 مرا به دانشگاه آزاد اسلامی دعوت کرد. در ابتدا به طور نیمه وقت تدریس می‌کردم. در ادامه از من خواستند که به طور تمام وقت فعالیت داشته باشم که پس از هماهنگی با مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، هفته‌ای 2 روز در دانشگاه و 3 روز در مرکز تحقیقات فعالیت داشتم. چند سال به همین روال با مرکز تحقیقات همکاری نموده و مدتی نیز به عنوان رئیس بخش سازه در مرکز مشغول بودم. اما همانطوری که پیشتر گفته شد در حال حاضر مشاور مرکز تحقیقات و مدرس مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز هستم.

در سال 1381 نیز در کنار سایر فعالیت‌ها انجمن سازه‌های فولادی را به همراه دیگر بزرگواران راه اندازی نمودیم. در آن زمان رئیس بخش سازه مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نیز بودم. در هیئت موسس انجمن سازه های فولادی ایران از هر دانشگاهی از جمله دانشگاه تهران، تربیت مدرس، علم و صنعت و ... یک نفر حضور داشت. همچنین از صنعت و وزارت مسکن نیز در این هئیت عضو داشتیم. مدتی به عنوان عضو هیئت مدیره و 3 سال نیز به عنوان رئیس با انجمن سازه‌های فولادی همکاری کردم، اما چون هر فرد بیش از 3 دوره نمی‌تواند در این سمت حضور داشته باشد، امسال تنها به عنوان بازرس در کنار انجمن سازه‌های فولادی هستم.

 

آیا برای بازگشت به ایران الزام یا تعهدی داشتید؟

در سال 1369 برای دیدار با خانواده و دوستان به ایران آمدم. در همین زمان یکی از دوستان مرا به دانشگاه تهران دعوت کرد و با رئیس این دانشگاه صحبت کردم. نتیجه این جلسه آن شد که من در این دانشگاه مشغول به تدریس شدم و در ایران ماندم. من با هزینه شخصی برای تحصیل به آمریکا رفتم و بورسیه‌ای که برای مقطع کارشناسی ارشد داشتم نیز از طرف دانشگاه محل تحصیلم به من اعطا شده بود، بنابراین الزامی برای بازگشت نداشتم و اینکار تنها با تمایل شخصی ام صورت گرفت.

 

لطفا از تالیفات و ترجمه های خود بفرمایید؟

تالیفات من اغلب حاصل کارهای تحقیقاتی ام بوده اند که در مرکز تحقیقات انجام داده‌ایم و موضوع برخی از آنها مربوط به اتصالات جوشی‌ سازه‌‌ها می باشد. از اینجانب حدود 60 مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی در مجلات داخلی و بین المللی و نیز مقالات متعددی در نشریه مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن به عنوان مولف و یا مشاور در تالیف به چاپ رسیده است.

 

علاوه بر فعالیت در مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و پروژه‌های شخصی خودتان، آیا شرکت‌هایی هستند که از خدمات مشاوره شما بهره ببرند؟

در کنار فعالیت در مرکز تحقیقات و دانشگاه، با پروژه‌های دیگری نیز به عنوان مشاور همکاری داشته ام که اغلب در زمینه‌های مقاوم سازی سازه‌‌ای، بررسی سازه، تایید محاسبه و کنترل نظارت روی سازه‌های اجرا شده بودند. از جمله کارهای شاخصی که افتخار همکاری با آن را داشتم، مصلی اصفهان بود. سقف این سازه معماری خاصی دارد، همچنین این بنا به جز سازه‌های بتنی، گنبد و مناره هم دارد و سقف شبستان اصلی آن نیز سازه فولادی است. این پروژه به کمک آقایان دکتر میرقادری، مهندس طاهری و جناب گدمیری و سایر دوستان به صورت کار مشترک انجام شد و 4 سال به طول انجامید. البته این سازه پیشتر اجرا شده بود و ما تنها بحث کنترل و مقاوم سازی آن را انجام دادیم.

 

وضعیت آموزش علمی جوشکاری را در رشته های زیرمجموعه مهندسی عمران چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟

در رشته مهندسی عمران، در اکثر دانشگاه‌ها، خیلی راجع به جوشکاری ساختمان صحبت نمی‌شود و تنها به کلی گویی بسنده می‌کنند. اما به نظر اینجانب بسیار ضروری است که درسی در مورد جوشکاری هم به فهرست دروس این رشته افزوده شود. در دانشگاه آزاد تهران مرکز پس از چندین سال پیگیری، یک واحد فناوری جوشکاری اضافه شد که متاسفانه به عنوان درسی اختیاری و تئوری است. در کل به نظر می رسد که مبحث جوشکاری در رشته عمران جدی گرفته نمی‌شود. تنها برخورد دانشجویان این رشته با فرایندهای جوشکاری در درس روش‌های اجرا است که در طول یک ترم حدود 2 ساعت، دانشجو به کارگاه رفته و با دستگاه های جوشکاری و برشکاری آشنا می شود. سپس دانشجویان حدود نیم ساعت الکترود به دست گرفته و جوشی تخت را بر روی یک پلیت ایجاد می‌کنند و در آخر هم دانشجویان اتصال جوشی ایجاد شده را ارائه نموده و نمره‌ای دریافت می کنند. از آن جایی که بحث بازرسی و کنترل سازه‌های فولادی و اتصالات جوشی آنها جزئی از وظایف مهندسان ناظر عمران می باشد، بهتر است که وزارت علوم اقدامی در این راستا انجام دهد.

جالب اینجاست که در دانشگاه ما بعضی از رشته‌های غیرمرتبط از جمله کامپیوتر واحد جوشکاری دارند. هنگامی که ما می‌خواهیم برای کارگاه جوشکاری وقت بگیریم، می بایست با رئیس دانشکده مکانیک مذاکره نماییم تا اجازه دهند دانشجویان رشته عمران در طول ترم یک جلسه از کارگاه جوشکاری استفاده کنند. این امر بطور طبیعی آزادی عمل مهندسان عمران جهت مراجعه و بهره برداری از امکانات کارگاه جوشکاری را سلب کرده و از کیفیت یادگیری ایشان می کاهد.

 

وضعیت آموزش جوشکاری را در دوره‌هایی که برای تمدید پروانه اشتغال به کار مهندسان عمران برگزار می‌شود، چگونه ارزیابی می‌نمایید؟ آیا این دوره ها کفایت می کنند و یا به آشنایی عمیق تری نیاز است؟

تا جایی که من اطلاع دارم این کلاس‌ها به صورت تئوری برگزار می‌‌شوند. البته بعضی از موسسات کلاس‌های عملی دارند اما حضور در آنها اجباری نیست و فقط آنانی که علاقه دارند، در این دوره‌های عملی شرکت می‌کنند. اینجانب پروانه اشتغال خود را در سال 1370 دریافت نمودم، آن زمان فقط به مدرک توجه می‌کردند و حتی آزمونی نیز برگزار نمی شد. اما پس از مدتی برگزاری آزمون رواج یافت و به خاطر دارم که آن زمان نیز کلاس‌های جوشکاری در حد تئوری برگزار می‌شدند.

در نظام مهندسی کتابی به نام فرآیند جوشکاری در ساختمان تهیه شده است، اما تنها شامل مباحث تئوری است. البته تئوری های علمی مفید و کاربردی بوده و منطق تفکر مهندسان را شکل می دهند و ما نیز در کلاس‌ها به همین مباحث می‌پردازیم، اما مهم تر آن است که چه مقدار از این مباحث در زمان نیاز در حافظه شرکت کنندگان باقی مانده است. زیرا مهندسان ناظری که در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند، گاهی آنقدر مشغله دارند که به این مباحث توجهی نمی‌کنند.

 

ارزیابی حضرتعالی از وضعیت کلی جوشکاری در صنعت ساختمان چیست؟

در دهه 90 شاهد شکل گیری و ازدیاد کارگاه ها و کارخانجات ساخت سازه های فلزی هستیم و به تدریج اجرای پای کار در حال تبدیل شدن به اجرای کارخانه ای می‌باشد. از طرف دیگر نیز برخی از این کارخانه‌های تجهیز شده، به دلیل رکود ساخت و ساز در حال حاضر بیکار شده‌اند.

به نظر اینجانب، در کل شرایط صنعت ساختمان بهبود یافته است. ممنوع شدن اجرای پای کار در مقررات ملی ساختمان شاهدی بر این ادعاست که پیشرفت قابل ملاحظه ای به شما می آید. اجرای پای کار یعنی پیمانکار تیر، ستون و سایر قطعات مورد نیاز را در محل اجرای پروژه و روی زمین برشکاری نموده، جوشکاری کرده و برپا می‌نماید، اما در اجرای کارخانه‌ای، قطعات در کارخانه برشکاری شده و با استفاده از جوشکاری مجموعه های مختلف ساخته می شوند. این مجموعه ها به منظور احداث سازه به محل اجرای پروژه منتقل شده، جایی که در آن مجموعه های جوشکاری شده گوناگون اغلب با استفاده از پیج و مهره به یکدیگر متصل می‌شوند. اگر جوشکاری در محیط سربسته انجام گیرد، کیفیت کار خیلی بالاتر می باشد اما در شهرهای کوچک که صنعت کارخانه‌ای وجود ندارد، هنوز اجرای پای کار مرسوم است.

 

از آنجا که جوشکاری در اغلب ساختمان ها به صورت سنتی انجام می‌شود، به نظر جنابعالی چه کاری می توان جهت بهبود کیفیت اتصالات جوشکاری شده در صنعت ساختمان انجام داد؟

اگر الزام شود که در پروژه‌های بزرگ یک بازرس جوش مقیم وجود داشته باشد که دستورالعمل‌های لازم در این زمینه را صادر نموده و براساس آنها کار را پیش ببرد، بطور قطع باعث افزایش کیفیت کار خواهد شد. اغلب در پروژه‌های عظیم که مشاور، کارفرما و پیمانکار دخیل هستند، این مورد اجرا می‌شود. اما به نظر اینجانب معضل جدی تر افرادی است که با عنوان بساز و بفروش شناخته شده که 10 الی 20 درصد کارهای بزرگ و 40 الی 50 درصد کارهای کوچک را انجام می‌دهند. اغلب کارهای بساز و بفروش ها به دست افرادی که تخصص و صلاحیت فنی نداشته و فقط سرمایه گذار هستند، انجام می‌شوند. این افراد به طور نمونه با من مهندس قرارداد می‌بندند و متاسفانه فقط به فکر ظاهر و نما هستند که به چشم خریدار می‌آید و کیفیت ساخت و اجرا برای آنها اهمیت چندانی ندارند.

به خاطر دارم که زمانی پس از زلزله منجیل به محل رفتیم، وضعیت اتصالات نگران کننده بود. به همین دلیل در آیین نامه روی بحث اجرا کار کردیم، اما در سال 1382 در زلزله بم باز همان مشکلات وجود داشت. اکنون و 14 سال پس از آن تاریخ باز هم در زلزله کرمانشاه شاهد مشکلات مشابه هستیم. آیین نامه های موجود ضوابط مورد نیاز را دارند و از نظر کیفی در ساختمان‌هایی که فرایند بازرسی و نظارت به درستی اجرا می شود، به قابلیت اطمینان 80 درصدی رسیده‌ایم. ولی مشکل ساختمان‌هایی است که توسط بساز و بفروش ها احداث شده و حدود 90 درصد از ساختمان‌ها را تشکیل می‌دهند. این ساختمان‌ها اغلب تک سازی و با سرمایه گذاری شخصی صورت گرفته و در اکثر موارد از کیفیت پایینی برخوردارند.

بنابراین شاید مهمترین کار جهت بهبود کیفی اتصالات جوشی ایجاد شده در صنعت ساختمان، طراحی و پیاده سازی برنامه ای همه جانبه است که ضمن پاسخ گویی به نیازهای موجود این صنعت، امکان احداث با کیفیت ساختمان ها توسط بساز و بفروش ها را فراهم آورد. تا زمانی که ملاک تصمیم گیری نوع الکترود توسط پیمانکاران تنها هزینه الکترود باشد، در بر همان پاشنه بی کیفیتی خواهد چرخید.

 

آیا این سخنان به این معنی است که برنامه‌ای جهت تایید صلاحیت جوشکاران یا کنترل کار آنها وجود ندارد؟

این قانون وجود دارد که جوشکاران می بایست دارای گواهینامه معتبر باشند، اما چون پیمانکاران به دنبال کاهش هزینه هستند، اهمیتی نمی دهند که جوشکاران می بایست دارای گواهینامه معتبر مرتبط باشند. به عنوان نمونه با وجود اینکه وزارت کار استفاده از نیروی خارجی را ممنوع کرده است، اما آیا این امر مانع استفاده از نیروی کار خارجی در کارگاه‌ها شده است؟ در هر ماه تنها چند کارگاه بازرسی می‌شود که ایشان نیز اغلب در زمان بازرسی کارگرهای خارجی خود را پنهان می‌کنند.

 

لطفا مختصری درباره فعالیت های انجمن سازه‌های فولای ایران توضیح بفرمایید.

از چند سال پیش انجمن سازه‌های فولای ایران هر ساله کنفرانسی جهت ارائه مقالات علمی برگزار می‌نماید و در کنار آن نیز برای انتخاب طرح برتر سال فراخون می‌دهد. رویه کار به این صورت است که طرح‌ها در یک کمیته 30 نفری بررسی شده و طرح برتر اعلام می‌شود. هدف از این اقدامات کمک به بهبود شرایط است.

انجمن سازه‌های فولای ایران همچنین نشریه ای دارد که در آن در خصوص انواع اتصالات از جمله جوشی و پیچ و مهره‌ای صحبت می‌شود. هر 2 ماه یکبار نیز کلاس‌های آموزشی و سخنرانی‌های علمی داریم که به مهندسان برای آشنایی با این حوزه کمک می کند. دوره‌های رایگانی نیز داریم که گواهی حضور هم به شرکت کنندگان می‌دهیم، اما دوره‌ای نیست که در نظام مهندسی اجباری باشد. به همین دلیل فقط افراد علاقه مند و حرفه‌ای در این دوره‌ها حضور دارند. در کنفرانس‌های معمولی فقط مباحث علمی مطرح می‌شود، اما در کنفرانس‌های سالانه انجمن، مباحث مطرح شده تلفیقی از صنعت و دانشگاه است. گاهی هم از استاتید خارجی دعوت می‌کنیم.

البته انجمن ها دارای مشکل دائمی در زمینه تامین بودجه مورد نیاز هستند. زیرا اندک مبلغ سالانه ای که از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به این انجمن ها پرداخت می شود، هزینه های کارکنان را نیز پوشش نمی دهد. محل این انجمن در مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نیز از سوی جناب آقای دکتر شکرچی، ریاست محترم مرکز تحقیقات راه، مسکن شهرسازی، در اختیار ما گذاشته شده است.

 

از آنجا که فرمودید اکثر اعضای انجمن سازه های فولادی از اعضای هیئت علمی دانشگاه های معتبر کشور هستند، آیا این امکان وجود دارد تا با همکاری این دانشگاه ها و اساتید مختلف بحث عرضه یابی جوش در صنعت ساختمان صورت گیرد؟

بحث عارضه یابی جوش در صنعت ساختمان علاوه بر آنکه ضروری است، جامعه را نیز به سوی بهبود کیفیت سوق خواهد داد. از مجموعه ولدیکا سپاسگزارم که این پیشنهاد خوب را مطرح کردید. تلاش خواهم کرد تا در جلسات ماهانه هیئت مدیره موضوع عارضه یابی جوش در صنعت ساختمان را مطرح نمایم تا در صورت موافقت ایشان، اقدامات لازم در این خصوص انجام گیرد.

 

 

حضرتعالی به عنوان شخصی با سوابق دانشگاهی و اجرایی فراوان، چه توصیه‌ای برای فعالان عرصه جوش از جمله شرکت‌های اجرایی، طراحی و بازرسی  فعال در این زمینه دارید؟

پروژه هایی که بازرس مقیم دارند بطور معمول از فعالیت های نظام مهندسی جدا است، اگر چه ممکن است یک مهندس هم از نظام مهندسی داشته باشند. چند سالی است که شرکت‌های بازرسی در حال شکل گرفتن هستند و می‌توانند باعث ایجاد پیشرفت هایی در این حوزه شوند، اما با رکود مواجه شدیم و از آنجا که این شرکت‌ها نیز توان تحمل رکود را ندارند، شکست می‌خورند. ولی به طور کلی شکل گیری این شرکت‌های بازرسی می تواند امری مفید است.

البته گاهی مشکلات از کنترل بازرس‌ها خارج می‌شود. زیرا بطور مثال یک سازه فولادی با هزینه هنگفتی که سرمایه گذار آن را تامین می‌کند، در حال ساخت است. حال این بازرس مشکلی را در کار مشاهده می‌کند، بازرس را کارفرما استخدام کرده است و اگر بخواهد جلوی کار را بگیرد، پیمانکار اعتراض می‌کند. گاهی هم کارفرما از بازرس می‌خواهد تا با کاهش سطح کیفیت، موجبات پیشرفت کار را فراهم نماید. زیرا اگر بخواهند تیری را که مشکل جوش دارد به کارخانه بازگرداند، هزینه زیادی خواهد داشت. به طبع بازرس نیز مجبور است از کیفیت کار بکاهد.

توصیه من به شرکت های فعال در عرصه جوشکاری و بازرسی آن است که فقط به فکر کاهش هزینه‌ها نباشند. با مدیریت و برنامه ریزی سعی نمایند تا از ورود قطعات معیوب به کارگاه و از خروج مجموعه های معیوب از کارگاه جلوگیری نمانند تا بعدها مجبور به انجام اقدامات اصلاحی هزینه بر و یا چشم پوشی از عیوب نشوند.

 

به نظر شما اگر شرکت‌هایی که کار ساخت را انجام می‌دهند فرآیند کار را تحت کنترل درآورند، آیا سهم بازرسی نهایی در کار کمتر نخواهد بود؟ به طور مثال تنظیم (Calibration) دستگاه‌ها و یا استفاده از جوشکاران و بازرسان دارای صلاحیت و یا ....

همینطور است. به این دلیل که بعضی از کارها محدودیت زمانی دارند، هنگامی که با ایراد از کارخانه خارج شوند، بازرس از طرف کارفرما تحت فشار قرار می گیرد تا کار را تایید نماید. چون اینجا موضوع میان کارفرما، پیمانکار و بازرس است، اغلب شکایتی در مراجع ذیصلاح طرح نشده و تلاش می گردد تا بر روی راه حلی مورد تایید همه طرفین توافق صورت گیرد. راهکاری عمومی برای حل این مشکل وجود ندارد.

 

اگر جنابعالی تصمیم گیرنده ای در سطح کلان صنعت ساختمان کشور باشید، چه تصمیمی در جهت بهبود اوضاع در خصوص جوشکاری اتخاذ می‌کنید؟

تصمیماتی در این حوزه اتخاذ شده است، اما اجرا نمی‌شوند. به نظر اینجانب می بایست به نوعی بر این موضوع تاکید نمود که کار به جای اینکه در محل انجام شود، کارخانه‌ای باشد. اخیرا همایشی در خصوص مدیریت ساخت داشتیم که از سازمان مدیریت و نظام مهندسی نیز در آن حضور داشتند. در آنجا این بحث را دوستانه مطرح کردم که من به عنوان یک فرد وجدانم ناراحت است و تصاویر برخی از ساختمان هایی که به شکل غیراصولی ساخته شده بودند را نمایش دادم. اگر شهرداری جلوی 5 تا کاری که به این شکل انجام می‌شود را به طور جدی بگیرد، کسی این تخلفات را انجام نمی‌دهد. در واقع کسی که این قبیل تخلفات را مرتکب می‌شود و جان مردم را به خطر می‌اندازد، مرتکب نوعی جنایت می‌شود و به نظر من قوانین موضوعه مملکتی می بایست به گونه ای اصلاح شوند که این قبیل موارد قابل پیگرد قانونی باشد.

 

در صورت تمایل، کمی در مورد خانواده و فرزندان‌تان توضیح دهید؟

من سه فرزند به نام های آران، الهام و آیدا دارم. فرزندان ارشد و کوچکم دختر هستند و فرزند دوم من نیز پسر است. فقط فرزند کوچکم در ایران به دنیا آمد و دو فرزند دیگر در آمریکا متولد شده‌اند. در حال حاضر هر سه فرزندم در آمریکا هستند. فرزند اول و دوم من مقطع کارشناسی را در ایران گذراندند و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتند. در حال حاضر هم فارغ التحصیل شده و مشغول کار و زندگی هستند و فرزند کوچکم نیز که دوره کارشناسی را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز گذراند، اکنون مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد است.

 

در انتها چنانچه تمایل به بیان موضوعی دارید، لطفا بفرمایید.

چند سال پیش جناب آقای دکتر قالیباف که از اساتید برجسته ایران در صنعت ساختمان بودند و فوت شدند، جمله ذیل را گفتند که دوست دارم به عنوان کلام آخر این مصاحبه باشد:

" اول انسان باش، بعد مهندس باش. "

 

این جمله در عین سادگی، مفهوم عمیقی دارد. انسان بودن یعنی رعایت حقوق دیگران، بنابراین در سرمایه گذاری‌های هنگفت، انسان ها حداقل سعی می‌کنند تا منافع ملی و شخصی به صورت توام حفظ نمایند.

 

جناب آقای دکتر مزروعی، از زمانی که جهت این گفتگو اختصاص دادید تا متخصصان جوشکاری بهتر سوابق و نظرات تان را بشناسند، سپاسگزاری نموده و از طرف پایگاه ولدیکا و نیز تمامی مخاطبان برای تان آرزوی تندرستی، شادکامی و توفیق هرچه بیشتر در خدمت به ایران عزیزمان داریم.

من نیز از شما و مجموعه ولدیکا که در حال گردآوری و تدوین سوابق کاری فعالان صنعت جوشکاری و بازرسی ایران هستید که به نوعی تاریخچه این صنعت نیز محسوب می شود، سپاسگزاری می کنم و برای تان آرزوی موفقیت دارم.